اجازه هست آقای دکتر احمدی نژاد ؟

اشاره اول : برای نوشتن درباره “حسین صفار هرندی” از سوی چون منی ، حداقل دو گونه می توان نوشت : درباره “حسین صفار هرندی” و درباره “وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی”. آنچه در این روزنوشت خواهم آورد ، تقریبا درباره نفر دوم است نه نفر اول ، به گونه ای که اگر این نفر دوم ، امروز کسی جز نفر اول بود هم ، همین را می نوشتم که الان نوشته ام . .

اشاره دوم : راستش نخستین بار که تصمیم گرفتم چیزی درباره وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی قلمی کنم ، مربوط به زمان تبلیغات انتخابات  ریاست جمهوری و مناظره ای بود که دکتر احمدی نژاد در آن در پاسخ به رقیب ، به انتقادات خود از این وزارتخانه اشاره و به نوعی با رقیب در این زمینه همراهی کرد . آنزمان یا درگیریهای تبلیغاتی من برای دکتر فرصت نداد و یا شاید خودم هم نخواستم در آن روزها  همان خطای دکتر را مرتکب شوم و حرفی را در زمانی غیر از هنگام خودش بگویم .

دکتر احمدی نژاد اما پس از پیروزی هم یک با ر دیگر ، در اظهارات تلویزیونی خود ، از میان همه وزارتخانه ها ، به فرهنگ و ارشاد اسلامی اشاره کرد و باز هم با تندی و این بار شدیدتر از پیش ، به سکاندار آن تاخت و از جمله به خواست خود مبنی بر “فرهنگ غیر پلیسی” تاکید کرد . همان شب در ذهن خود ، نمونه ها و مستنداتی را درپاسخ به رئیس جمهور مرور کردم اما در گیر و دار تعویض قالب و سرویس وبلاگی خودم و تاخیری که طراح محترم داشت ، مانده بودم و می ترسیدم مطلبم در میانه راه ، دچار مشکل شود و مخاطبان نوشته ام براحتی نتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.

امروز خوشبختانه همزمان با عید فرخنده بعثت ، این فرصت دست داد تا در وبلاگ جدیدم ، دیدگاههایم را در این باره مطرح کنم ؛ حرفهایی که در پشت آن ، هیچ چیز جز اراده اصلاح قرار ندارد.

 

***

 

حقیقت این است که من در این گونه انتقاد کردن رئیس محترم جمهوری از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بخصوص در آنچه موضوع اعتراض بود ، وجهی نمی دیدم . چرا که خود شاهد بوده ام که چگونه “صفار هرندی”  یکی از موثرترین افراد در تبیین و گسترش اندیشه اصولگرایی در محافل و مجامع بویژه محیطهای دانشجویی و دانشگاهی و نیز در محیطهای  رسانه ای  بوده است . این در عرصه نظر و اما در عمل ، به عنوان یک مخاطب ، این احساس برای من و کسان فراوانی چون من وجود داشت که دکتر در مسائل اجرایی این وزارتخانه ، خیلی از آن راضی نیست اما هیچ گاه فکر نمی کردم که رئیس جمهور در بیان دلیل این نارضایتی به چیزی اشاره کند که اصلا در دیدگاهها و روشهای شخص وزیر وجود نداشته باشد : پلیسی شدن فرهنگ !

تا آنجا که به یاد می آورم ، کسانی که به عملکرد این سالهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خرده می گرفتند ، به تساهل و تسامح و مدارای بیش از حد آن اشاره می کردند و حتی به یاد می آورم در مراسم جشن روز خبرنگار که هر دو بزرگوار یعنی هم دکتر احمدی نژاد و هم آقای صفار هرندی حضور داشتند ، در عرایضی کوتاه به این موضوع اشاره و از آن انتقاد کردم و در مخیله من نمی گنجید که روزی ، رئیس محترم جمهور در بیان کاستیها و انتقادات خود از بخش فرهنگ، آن را پلیسی بداند و خواستار گشاده دستی بیشتر در آن شود .

از سوی دیگر ، بر اساس آنچه خود به عنوان خبرنگاری که علایق هنری و فرهنگی هم دارد و در این زمینه ها چیزهایی هم تولید کرده است و از زمانی دور ، پیش از خبرنگاری و پیش از ورود به دانشگاه ، در محیطهای مرتبط حضور می یافته و از فرآورده های فرهنگی و هنری مختلف استفاده می کرده است ، معتقدم این سالها از دوره های زمانی پر افتخار بخش فرهنگ بویژه با تاکید بر فرهنگ انقلابی و سالم بوده است و البته منکر نمی شوم که این راه ، توان و ظرفیتی بیش از این را می طلبیده و مسلما با بهره گیری از مدیران میانی توانمند تر ، بهتر می توانست به اهداف ترسیم شده خود دست یابد.

در این زمینه به برخی حیطه های مربوط اشاره می کنم و مطمئنم که دوستان و حتی مخالفان منصف نیز در این زمینه های عینی و ملموس با من هم نظر خواهند بود :

الف - سینما : فراموش نمی کنم که پیش از روی کار آمدن دولت نهم ، هر گاه دهه فجر تمام می شد و من از سالنی که آخرین فیلم جشنواره را نشان می داد خارج می شدم اندوهی وجودم را فرا می گرفت ؛ اندوهی تلخ برای فرزندانم و دیگر فرزندان این آب و خاک و آن اینکه چگونه راضی بشوم آنها را در سال سینمایی آتی به دیدن فیلمهایی ببرم که عشقهای مثلثی و بیمار را تبلیغ کرده اند یا با تصویر سازیهای جعلی ، میهنم را در نهایت سیاهی و نکبت و تاریکی و ناامیدی نشان داده اند یا مفاهیم دینی و ارزشی را به سخره گرفته اند و … درست مانند آن فیلمساز برجسته ای که گفته بود : هرگز نخواهم گذاشت دخترم در این سینمای فاسد کار کند چرا که به سلامت دخترم بیش از درآمد و محبوبیتش فکر می کنم !

شاید به همین دلیل و دلایل مشابه ، میزان استقبال مردم از سینماها  روز به روز کاهش پیدا می کرد و بارها صاحبان سینما پس از گذشت دقایقی از زمانی که باید فیلم شروع می شد ، از سه چهار نفر معدودی که در سالن حاضر شده بودند می خواستند با دریافت وجه پرداختی خود ، سینما را ترک کنند چرا که برای آنها صرف نمی کرد که آپارات را روشن کنند وهزینه های دیگر را متحمل شوند ! یادمان نرفته است که سینماها پی در پی تغییر کاربری می دادند و صاحبان آنها به شغلهای دیگری که درآمد داشته باشد روی می آوردند.

اما امروز من و پدر و مادران دلسوز نه تنها بی دغدغه های آنچنانی فرزندانمان را به سینما می فرستیم بلکه علاوه بر آن برای تماشای فیلمها در سینماهای ممتاز و درجه یک باید از دو سه روز قبل ، اقدام به رزرو بلیت کنیم . امروز به برکت تلاشهای صورت گرفته ، کف فروش فیلمهای مطرح به یک میلیارد تومان ارتقا یافته است چیزی که اگر چهار سال پیش کسی احتمال آن را مطرح می کرد آن را “افسانه” می پنداشتند . این در حالی است که کمی بینیم فیلمی درباره جنگ و اسارت (اخراجیها) فقط در تهران چند میلیارد تومان و شهرستانها هم چند میلیارد تومان و در کل چیزی نزدیک به ۹ میلیارد تومان فروش می کند.

اتفاق دیگری که در این زمینه افتاده است این است که شاهد مدیریت ، به جای دخالت مسئولان سینمایی هستیم . به عنوان مثال آقای “بهرام بیضایی” پس از ۱۳ سال ، در این دولت فیلم ساخت با موضوعی که دغدغه کسانی است که قصد اصلاح دارند. یا خانم “تهمینه میلانی”پس از ساخت چندین فیلم با محتوای فمینیستی ، در این دولت فیلمی ساخت که آن هم به پشت پرده فاسد برخی سینماگران اشاره داشت و در آن هم نوعی دغدغه اصلاح موج می زد. یا کسانی چون همین خانم و میا آقای “داریوش مهرجویی” ترغیب شده اند که از خاطرات نویسنده کتاب “دا” و ماجراهای مقاومت و آزادسازی خرمشهر فیلم بسازند. در حقیقت فیلمسازان خوبی چون “مجید مجیدی” و “رضا میر کریمی” تکثیر شده اند ، حتی اگر در این انتخابات به کسی جز شما رای داده باشند.

یادمان هم نرود که با مدیریت خوب دو سه سال اخیر در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و هماهنگی و همکاری مناسب با نیروی انتظامی ، بحران شکننده ای به نام “قاچاق فیلمهای در حال اکران” حذف و افتخارش برای دولت دکتر احمدی نژاد ثبت شده است . در حقیقت اگر برخورد پلیسیی با فرهنگ ! صورت گرفته باشد در همین بخش مبارزه با قاچاق فیلمهای در حال نمایش بوده است و نه در فیلمسازی کسانی که بیش از ده سال فیلم نساخته بودند یا فیلمهای خوب و سالم نساخته بودند.

   اجرای سمفونی انقلاب اسلامی به رهبری مجید انتظامی با حضور رییس جمهور

ب - موسیقی :نمی دانم دکتر احمدی نژاد مثل امثال ما چقدر فرصت یا علاقه داشته است که به موضوعی به نام موسیقی بپردازد ، اما همین قدر را کافی می دانم که بسیاری از خوانندگان و نوازندگان مطرح کشور که به دلایلی تا چهار سال پیش حاضر نبودند در داخل کشور کنسرت بگذارند و برنامه اجرا کنند در این چهار سال ، نه یک بار و نه دو بار بلکه بارها به روی صحنه های تالار بزرگ وزارت کشور جمهوری اسلامی یا سالنهای پر گنجایش دیگر رفتند و شبهای متوالی علاقه مندان خود را خوشحال کردند . از آقایان محمد رضا لطفی گرفته تا محمد رضا شجریان ، از پرویز مشکاتیان گرفته تا شهرام ناظری و کامکارها و بسیاری دیگر .

از سوی دیگر ، تعداد آثار تولیدی موسیقایی فاخر در این سالها به طور معناداری به نسبت کل سالهای قبل ازدولت نهم  و پس از انقلاب اسلامی (بجز یکی دو اثر سمفونیک خلق شده در سال ۶۰ از جمله سمفونی “شهیدان خدایی”)افزایش یافت و ما هر سال یکی دو اثر برجسته سمفونیک و ارکسترال داشته ایم : سمفونی رسول عشق و امید ، سمفونی ایثار ، سمفونی خرمشهر ، سمفونی انقلاب اسلامی ، این فصل را با من بخوان ، و چندین اثر مطرح دیگراز آقایان “مجید انتظامی” و “لوریس چکناواریان” که فکر می کنم در مراسم افتتاحیه یا اختتامیه همه این آثار رئیس محترم جمهور هم حضور داشت و از سازندگان آنها تقدیر و تشکر کرد. این غیر از اجراهای خاص بانوان است که با خوانندگی و نوازندگی خانمها برای مخاطبان این قشر همه  این چهار سال اجرا شده است .

می بینید که در بخش موسیقی هم ، ن تنها پلیسی برای ترساندن وجود نداشته است بلکه جاذبه های فراوانی ایجاد شده که قهر کردگان را هم مشتاق اجرای برنامه کرده و البته موسیقی ارزشی و سالم نیز به نحو محسوسی رشد داشته است .

ج - تئاتر :همین اتقاق در تئاتر هم افتاده است . کسانی که بعد از سالهای دفاع مقدس به سالنهای تئاتر رفته اند به یاد دارند که بخش اعظمی از نمایشهای ما یا به موضوعات انتزاعی روشنفکر ی اختصاص داشت و یا آنقدر از الفاظ رکیک و رفتارهای سخیف و دیالوگهای جنسی آکنده بود که تعداد کسانی که به تئاتر می رفتند روز به روز کاهش می یافت . اکنون اما هم تماشاکنندگان تئاترها زیاد شده اند و هم نمایشها به موضوعات اساسی و قابل تامل روی آورده اند و هم آثاری با مضامین مذهبی و معنوی به این عرصه راه یافته اند و با استقبال چشمگیر و بی نظیر مردم مواجه شده اند به طوری که در سالهای پس از انقلاب سابقه   نداشته است .

د - کتاب و کتابخوانی : آقای رئیس جمهور خوب می دانند که علی رغم همه تبلیغات سوئی که می شود آمار عناوین کتابهای منتشره در چهار سال گذشته بسیار بیشتر از دولتهای پیشین است و این موفقیت در شرایطی به دست آمده است از میزان ممیزی درکتابها و تعداد کتابهای حذف شده نیز به نحو محسوسی کاسته شده است . آمارهای متعددی که در دولتهای قبلی اعلام می کرد سرانه مطالعه در ایران روزی ۲ دقیقه است اکنون به مدد تمهیدات مختلف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت اصولگرا از جمله توزیع گسترده  بُنهای کتاب و کارتهای اعتباری کتاب در بین دانش آموزان و دانشجویان و اهل فرهنگ به ۵/۱۸ دقیقه رسیده است یعنی بیش از ۶ برابر افزایش . معنی این اتفاق این است که در حوزه کتاب و نشر نیز فرهنگ پلیسی راهی نداشته است و اکنون ناشران و خریداران کتاب - هر دو - احساس مطلوبتری به نسبت سالهای پیش از دولت احمدی نژاد دارند. اگر به اینها اضافه کنیم برگزاری جداگانه نمایشگاههای کتاب و مطبوعات و افزایش مراجعه کنندگان به آنها را و نیز تغییر مکان آنها را از راهی دور به جایگاهی مرکزی و در دسترس یعنی مصلای امام خمینی تهران و رضایت اکثریت قریب به اتفاق آنها را از این تصمیم ، در می یابیم که در این حوزه نیز افتخارات زیادی برای دولت نهم ثبت و ماندگار شده است .

اما نکته بسیار مهم و اساسی در بحث کتاب ، بالا رفتن تیراژهای آنان در این سالهاست . شاید هیچ کس فکر نمی کرد در عرض دو سه سال تیراژ سنتی کتابها از ۲۰۰۰ و ۳۰۰۰ نسخه به جایی برسد که فقط در نمایشگاه امسال ، انتشارات سوره مهر برای یکی از کتابهایش بخش جداگانه بزند و در طی ده روز برگزاری نمایشگاه ، کتابش از چاپ ۴۴ ( بله ۴۴) به چاپ ۶۰ (بله ۶۰) و یک ماه پس از آن به چاپ هفتادم برسد . اما این اتفاق برای کتاب داستانی - روایی “دا” افتاد ؛ کتابی که مبتذل نبود و خاطرات یک خانم از ماجراهای مقاومت مردم وسپاهیان در جریان اشغال تا آزادی خرمشهر را روایت می کند . این رکورد در اندازه هایی کوچکتر در سال قبل ازآن برای رمانهای “بیوتن” اثر رضا امیرخانی و “کافه پیانو” از فرهاد جعفری هم افتاد و هر کدام تا چندین ده بار تجدید چاپ شده اند . البته بدون اینکه برای رمانهای پیش پا افتاده ای که در سالهای دولتهای قبلی روی بورس بودند مشکلی پیش بیاید یا به اصطلاح با آنها برخورد “پلیسی” صورت بگیرد ! در هر صورت افزایش چشمگیر تیراژ کتابها هم افتخار بزرگی است دکتر احمدی نژاد می تواند به آن بنازد چرا که این رکوردها در دولت اول او به دست آمده است .

ه - مطبوعات :در این دولت علاوه بر اینکه تعداد روزنامه های سراسری افزایش چشمگیری یافته است به گونه ای که در کل دولتهای گذشته بی سابقه است ، تعداد روزنامه های حامی دولت به تعداد انگشتان دست هم نمی رسد (که این هم در دولتهای گذشته سابقه نداشته است !). جالب اینجاست که توقیف و بسته شدن مطبوعات در دولت اول دکتر احمدی نژاد به نسبت دو دوره آقای محمد خاتمی بسیار کاهش یافت و به تعداد معدودی محدود شد که عمدتا یا به دلایلی غیر سیاسی مثل تبلیغ پر رنگ و یک صفحه ای یک عنصر زن  همجنس باز مقیم خارج کشور (روزنامه شرق) و یا اشکالات حقوقی و قانونی .

همچنین در حوزه مطبوعات دو اتفاق مهم افتاد : یکی برداشته شدن حمایت آشکار ارشاد از نشریات زرد و هفته نامه های مبتذل و پیش پا افتاده که جایگاهی هم بین قشر فرهیخته و فرهنگی و متفکر جامعه نداشتند و همه قشرها از آن می نالیدند و البته پیشتر کسی هم مقابلشان نمی ایستاد و دوم توجه معنادار و جدی به نشریات و روزنامه های محلی و استانی و در حقیقت همان چیزی که رئیس جمهور از سفرهای استانی هدف گرفته بود که توجه بیشتر به غیر مرکز نشینان بود .

و - فعالیتهای قرآنی :  دولت دکتر احمدی نژاد با تاکید بر ارزشها و معنویات ممتاز می شود و این دولت ، افتخار این را داشته است که فعالیتهای قرآنی را که پیشتر حدود ۷۰۰ میلیون تومان بیشتر بودجه نداشته است با ۱۸ میلیارد تومان یعنی ۳۰ برابر بیشتر از دولتهای قبلی مورد حمایت قرار دهد . بنا بر اطلاعات من بنا بر کار خبری در حوزه شهرستانها ، اکنون در اکثر شهرها و مراکز استانها به همت و تدبیر و حمایت وزارت فرهنگ ، مراکز قرآنی فعال و پر نشاطی وجود دارد که جوانان و نوجوانان زیادی را به خود جلب کرده است و روز به روز هم موفقتر عمل می کنند . این کار صرفا به خواندن و آموزش قرآن محدود نمی شود و تفسیر و تامل و دقت درمحتوای کتاب خدا را هم در بر می گیرد و اتفاقی است که باید دکتر احمدی نژاد بابت آن به دولت خود ببالد و آن را ذخیره خوبی برای آخرت خود بداند .

 

***

 

آنچه نوشتم ، تنها وتنها به عنوان یک ناظر وشاید یک مصرف کننده فرهنگ و خبرنگاری است که بنا بر علایق و وظایفش ، توجه قابل ذکری در مباحث فوق دارد . البته  به این وزارتخانه ، انتقادات زیادی هم وارد است مواردی چون لزوم توجه بیشتر به کیفیت فیلمها در کنار سلامت آنها ، توجه بیشتر به موسیقی اقشار میانی و در حقیقت خوراک شبانه روز مردم در کنار توجه به خلق آثار ماندگار و فاخر در این حوزه ، سختگیری بیشتر نسبت به کتابهایی که با عنوان مذهبی منتشر می شوند اما محتوای سبک و سخیفی دارند و به مثابه نشریات زرد اما در حوزه دین ومعنویات عمل می کنند ، کادر سازی و نیرو سازی برای فرهنگ و بخصوص هنر مکتبی و مواردی از این دست . اما این وزارتخانه در دوره چهار ساله خدمت و فعالیت خود هر اتهامی داشته باشد ، اتهام “پلیسی کردن فرهنگ” را نمی تواند بر پیشانی خود داشته باشد . گذشته از اینکه حتی اگر همین اتهام هم وارد باشد شیوه ابراز آن از سوی رئیس جمهور مکتبی در هر دو برنامه تلویزیونی را مناسب نمی دانم .

 

پانوشت : این اولین نوشته وبلاگ “آب و آتش” در محیط ورد پرس است و از اینکه برخلاف همیشه بسیار بیشتر از اندازه نوشتم از مخاطبان خوبم پوزش می خواهم اما از استاد ارجمندم آقای “مهدی نصیری” مدیر مسئول قبلی کیهان یاد گرفته ام که علاوه بر آنچه می نویسیم ، در برابر آنچه باید بنویسیم وبه دلایلی چون محافظه کاری و ملاحظه کاری و مصلحت سنجی و منفعت جویی و عافیت طلبی و ترس از تهمت و آبرو و برچسب خوردن و … نمی نویسیم نیز مسئولیم و باید پاسخگوی خداوند متعال و شاید تاریخ و مردم هم باشیم .

درباره دلایل اسباب کشی از پرشین بلاگ به ورد پرس هم در آخرین پست آب و آتش قبلی توضیحاتی دارم .

 

عید سعید مبعث را به همه مخاطبان خوب وبلاگم شادباش می گویم و از آنها که این وبلاگ را جزو پیوندهای خود قرار داده اند می خواهم ، نشانی آن را به آدرس جدید تغییر دهند .

/ 1 نظر / 72 بازدید
ناشناس

کاش یادی از پسرشون هم می کردید که قصد کتک زدن کروبی و نوری رو داشتن و علنا در وبلاگشون اعلام کرده اند